مسئولیت علمای اسلام

سلایدر مطالعات اسلامی

نویسنده: حسان عبدالله

برگردان: عبدالحکیم عطائی / عضو مرکز مطالعات اندیشه و دعوت اسلامی

بهتر بود در این عصر پرآشوب و بلبشو، این مسئله را کنار می‌گذاشتیم؛ چراکه علما در برابر امت اسلامی احساس مسئولیت دارند -و حداقل متوجه وظیفه خود هستند- و نیازی به تذکار و یادآوری نبود، بلکه نیاز بود در این اوضاع ناهنجار در مورد «مسئولیت‌های فرد فرد مردم در قبال این امت» قلم‌دوانی و بحث می‌کردیم.

اما اوضاع کشورهای اسلامی به‌گونه‌ای سیر تنزلی و قهقرایی دارد که ما در هر بخشی به بن‌بست خورده‌ایم و اختلافات در هر گوشه‌ی از کشورهای اسلامی بیداد می‌کند و حتی بسیاری از علما و آنانی که شمه‌ی از علم و دانش بهره‌مندند، در خدمت حکام و سیاستمداران درآمده‌اند و وظیفه دینی و وجیبه ایمانی خود را به باد فراموشی سپرده‌اند و چه‌بسا بسیاری از همین دانشمندان جذب سُدت حکام و دربارها شده و به‌مرورزمان منقلب شده‌اند و مفاهیم را عکس قضیه به خوانش گرفته‌اند و از اصالت خود دور گشته و به‌جای تبلیغ دین و گرد برداری از آینه حقایق، به فریبکاری مشغول شده‌اند و به‌جای بیداری امت اسلامی و ایجاد یک انقلاب واقعی دینی، درصدد اند تا به حکومت‌های مستبد امروزی و به نظام‌های سرمایه‌داری رنگ حقیقی بزنند و مردم را فریب بدهند.

این مقاله چکیده درست‌گفتارها و نوشته‌های طولانی است که شیخ علال الفاسی (۱۹۱۰-۱۹۷۴) در قرن گذشته حول‌وحوش این مبحث بیان کرده است که در آن‌ها روی موضوع «مسئولیت علما در برابر امت و انسانیت و انسان» زوم کرده است.

پیروان و دنبالهروان انبیا علیهم‌السلام

مسئولیت علما در گذشته و حال حاضر یکی بوده و از دعوت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم اخذ گردیده است و تمدنی که برای بهبودی بغرنج‌ها و راستی کجی‌های انسانی و رساندن انسان‌ها به اعلاترینِ ارزش‌ها به کار گرفته می‌شود، نیز راندمان همین دعوت است. دعوت، تمدن‌ها را تبرئه کرده و در مراحل مختلفی پشت آن‌ها را گرم نگاه می‌دارد و از همین‌رو است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«العلماء ورثه الأنبیاء، أن الأنبیاء لم یورثوا دینارًا ولا درهماً وإنما ورثوا العلم، فمن أخذه أخذ بحظ وافر».

ترجمه: علما وارث پیغمبرانند؛ زیرا پیغمبران پول طلا و نقره به‌جای نگذارند بلکه دانش به‌جای گذارند؛ پس هر که دانش ایشان برگیرد، بهره فراوانی گرفته است.

شیخ فاسی مسئولیت علما را یک امر مهم دانسته و آنرا تداوم راه دعوت انبیا می‌داند نه وحی طبیعی؛ چراکه وظیفه حمل رسالت الله متعال به دوش انبیا علیهم‌السلام بوده است که باید آنرا تبلیغ می‌کردند و اقصی جهد و تلاش خود را در راه رساندن آن به امت به خرج می‌دادند؛ زیرا انبیا علیهم‌السلام دین را رساندند و رسالت را به‌درستی عهده‌دار شدند و اینک حفظ و پاسداری آن میراث گران‌بها و تبلیغ آن با نهایت امانت‌داری، وظیفه علما و دانشمندان است.

موفقیت در حفظ ارزش‌های دینی و پاسداری از میراث انبیا علیهم‌السلام و تبلیغ آن با وسایل مختلف و گوناگونی به دست می‌آید و این اساس در فرموده‌های نبوی صلی الله علیه وسلم ریشه دارد آنجا که می‌فرماید:

«یَحمِلُ هذَا الدینُ مِن کُلِّ خَلَفٍ عُدُولُهُ، یُنفُونَ عَنهُ تَحرِیفَ الغَالِّینَ، وَانتِحَالَ البَطَّالِینَ وَتَأوِیلَ الجَاهِلِینَ».

ترجمه: بار این علم را هر نسلی از این امت، اشخاصی عادل بر دوش می‌گیرند؛ کسانی‌که تحریف غلو کنندگان و فرقه‌گرایی باطل‌پیشگان و برداشت‌ها و قرائت‌های جاهلان را از ساحت آن دور می‌سازند.

مسئولیت‌های مهم علما

دایره شرعی و فکری مسئولیت بزرگ علما که شیخ فاسی آنرا از احادیث مذکور برگرفته است به سه دایره بزرگ تقسیم می‌شود:

  1. دایره تخلیه عبارت است از «دور کردن هرگونه انحراف از دین که مصدر آن غلو در عقیده و سخت‌گیری و تشدد در دین باشد» و این دایره به عقب‌گرایی و پس‌ماندگی‌ای مرتبط است که امت اسلامی در سیر صعودی و نزولی تمدن خود، بر اساس سنت‌های کونی آنرا برگزیده است؛ سنت‌هایی که نه افراد را باهم پیوند می‌دهد و نه آنان را بر یک موضوع جمع می‌کند:

﴿کُلّاً نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً﴾ [إسراء:۲۱].

ترجمه: هر یک از اینان و آنان [از هر دو گروه] از عطای پروردگارت [بهره و] کمک می‌دهیم و عطای پروردگارت هرگز [از کسی] بازداشته شده نیست [مؤمن و کافر هر دو از نعمت‌های دنیوی بهره‌مند می‌شوند].

﴿ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾ [أنفال: ۵۳].

ترجمه: این، بدان خاطر است که الله هیچ نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته، تغییر نمی‌دهد، تا آنکه آن‌ها [روش] خودشان را تغییر دهند.

یکی دیگر از مسئولیت‌های اساسی علما ریشه‌یابی این مصیبت‌ها است و باید چنین مریضی‌هایی را که افکار دینی عموم را مسموم کرده است، تشخیص بدهند و درصدد نهادینه‌سازی و جایگزینی حقایق اسلامی باشند و آن‌ها را مجدداً بازیافت کنند تا باشد که عناصر و عوامل انقلاب امت اسلامی را دریابند و تمدن اسلامی را از عقب‌ماندگی و انحطاط و نابودی نجات دهند و این موضوع می‌طلبد که علما باید شخصیت‌های به‌روزی باشند و خود را با پیشرفت‌های جامعه همگام کنند و در مسیر ادای وظایف علمی، تحقیقی و حقیقی گام‌های ارزنده‌ای بردارند و از وسایل و امکانات عصر و زمانه به‌صورت صحیح و درست بهره بجویند تا بتوانند بهتر به کنه و اصل مشکلات و مصیبت‌هایی که امت اسلامی با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند سر دربیاورند و به حقیقت آن‌ها پی ببرند.

  • دایره دوم از مسئولیت‌های علما عبارت است از «رد نسبت‌های اهل باطل به دین که خواهان ایجاد بدعت در دین هستند و در اذهانشان افکار و اندیشه‌هایی را می‌پرورانند که هیچ سنخیتی با ذات توحید ندارد» و این مسئولیت تأثیر شگرفی بر عموم و خصوص دارد؛ چراکه عوامل عقب‌ماندگی تمدن‌ها تنها سیاه‌نمایی صورت ظاهری اشیا یا تخریب اندیشه‌های دینی نیست، بلکه عوامل جدی‌تر داخلی و خارجی نیز وجود دارد و حتی احتمال می‌رود یکی از معضلاتی که جهان اسلام با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند و به‌صورت یک نبرد کاملاً فرهنگی و فکری جریان دارد، امتحان و محکی باشد که ریشه در بیشه استشراق داشته باشد؛ استشراقی که اندیشه دینی و مصادر اصولی اسلام را هدف رفته است و یا یکی از ترفندهای کسانی باشد که مدام در پی بدنامی اسلام و ایجاد بدعات و خرافات در اسلام هستند.
  • دایره سوم عبارت است از «زدودن تمامی تأویلات واهی از اساسات اسلامی که توسط انسان‌های جاهل و کم‌خردی که هیچ باکی از کج‌روی و انحراف در عقیده و اندیشه ندارند، مطرح می‌شود و خاص از روی غریزه‌های شهوانی دست به ساخت چنین تأویلاتی می‌زنند» و این دایره خواهان است تا در درون اساسات اسلامی جایی برای نفوذ خود پیدا کند تا به‌راحتی مسائلی را در بین مسلمانان پخش و نشر کند که هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارند و حتی به اصول و ضوابط اسلامی نیز لطمه وارد می‌کنند و آهسته‌آهسته از تمامیت و کمال آن‌ها نیز می‌کاهند؛ لذا ایستادگی در برابر این خطر حساس می‌طلبد که علما و دانشمندان به دو صورت علیه آن مبارزه کنند:
  • تمامی تغییراتی را که در جوامع اسلامی به هدف تغیر افکار عمومی مطرح می‌شوند و بر موازین اسلامی تأثیر می‌گذارند، کشف کنند؛ حالا چه این تغییرات قیاسی باشند یا از جهت نسبت‌های قرب و بُعد با موازین اسلامی هم‌سن باشند، نوگرایی محض باشند یا تقلید کورکورانه و بی‌تحقیق، اجتهادی باشند یا ابداعی و اختراعی و علی هذالقیاس… .
  • علما نباید مسئولیت تصحیح کجی‌ها و ارشاد و هدایت و توجیه ملت را در اوج بحران سردرگمی نهضت‌ها و جنبش‌های امت نادیده بگیرند بلکه باید جلو همه عوامل ضعف امت را سد کنند و نگذارند جامعه اسلامی آهسته‌آهسته دچار عقب‌ماندگی و انحطاط شود.

کم‌کاری و بی‌مسئولیتی علما

هدف علال الفاسی از «کم‌کاری و بی‌مسئولیتی علما» در کتاب «مهمه علماء الاسلام»، جمود فکری علما و کم‌کاری‌هایشان است که در میدان‌های فکری به سبب همین کم‌کاری‌ها باعث شده‌اند تا امت اسلامی از جایگاه علمی و اجتماعی خود اندکی عقب بنشیند و شمع علم و دانش خودشان نیز روزبه‌روز رو به خموشی گراید تا حدی که در فرجام کار حتی نتوانند به نیازمندی‌های حاد و مهم مردم پاسخی منطقی و حقیقی ارائه کنند چنانکه می‌نویسد: «یکی از علت‌های عقب‌ماندگی امت، کم‌کاری و بی‌مسئولیتی علما نسبت به وظایف آنان است».

ازجمله عوامل تزلزل و عقب‌ماندگی‌ای که دامن‌گیر کیان اسلامی و میراث گرانسنگ آن شده و مراکز دینی را از همگام بودن با پیشرفت‌های فکری در شرق و غرب بازداشته است و نگذاشته است که علما و دانشمندان به نصایح شخصیت‌هایی چون محمد عبده، سید جمال‌الدین افغانی و محمد اقبال لاهوری گوش جان بسپارند، مدرنیته بودن محض و دوری کامل از سنت‌گرایی است؛ چنانکه این صنعت بیگانه و مهمان ناخواندۀ غرب توانسته است برخی از آرا و نظرات نوین را بدون تکیه بر اصول و حفظ بنیه دینی‌شان مطرح کند و موفق شده است با نفوذ در دانشگاه‌ها، این مراکز علمی را از مراکز کاملاً دینی جدا کند و بین این دو مرز بگذارد درحالی‌که فرزندان مسلمانان به هر دو مکتب محتاج‌اند و کمال خود را در آموزش‌وپرورش در هر دو منبع به دست می‌آورند؛ لذا اگر روال بر همین باشد، دیری نمی‌گذرد که الحاد و بی‌دینی در شهرها و قریه‌ها عام می‌شود و همگان با تقلید محض و کورکورانه از غرب، به بی‌دینی و الحاد روی خواهند آورد.

علامه سید ابوالحسن ندوی رحمه‌الله می‌نویسد:

«امروزه جهان اسلام با یک ارتداد دینی، فکری و فرهنگی خطرناک روبه‌رو است؛ ازاین‌رو، بر ما لازم است تا باکمال زیرکی، احتیاط و شجاعت در برابر آن بایستیم و هر کسی‌که به اسلام اهمیت می‌دهد، باید این مسئله را موضوع درسی خود قرار دهد.»

الفاسی تمام سوز و درد علامه ندوی را می‌دید که در هند فریاد می‌زد: …قشر فرهنگی جامعه در هر گوشه از جهان اسلام از لحاظ عقیدتی مشکل دارند و در اخلاقیاتشان ایراداتی موجود است و افکار خشک و جامدی دارند و از نظر سیاسی، پایبند معتقدات نظام سکولاریسم هستند و اگر نتوانیم بگوییم اکثر فرهنگیان، با جرئت می‌توانیم بگوییم که افراد زیادی از آنان دین اسلام را به‌عنوان یک عقیده و سیستم قبول ندارند درحالی‌که نسل جوان مسلمان _که جامع تمام خوبی‌ها هستند و از والاترین استعدادها برخوردارند و در جهان معاصر یکی از بهترین کتله‌ها هستند_ در بسیاری از امور به خاطر فرهنگ و ذکاوت نفوذ آنان، دنباله‌رو آنان هستند.

اگر این اوضاع با همین روند تداوم یابد، اندیشه الحادی و فساد به نسل جوان مسلمان نیز سرایت خواهد کرد و با سرعت بیشتری روستاها و قریه‌جات را اشغال خواهد کرد و آنگاه بی‌دینی و زندقه در مزارع و کارگاه‌ها نیز بیداد خواهد کرد و این بی‌دینی سراسر اروپا را در بر گفته است و در شرق نیز در حال شکل‌گیری است و اگر اوضاع بر روال طبیعی خود باشد، دیری نمی‌گذرد که شرق را نیز تسخیر خواهد کرد _نعوذبالله_.

دکتور البهی مصری نیز همین دیدگاه را تأیید می‌کند: «… این حرکت‌های آزادی‌خواه باعث جدایی اسلام از زندگی ملی عمومی و توده‌ی مسلمانان شده است…».

فرجام سخن

بر علما لازم است تا وظایف خود را به صورت و واضح و روشن بشناسند و آنرا در جوامع اسلامی به صورت عملی اجرا کنند؛ چراکه این خلأ، یکی از عوامل مهم و اساسی بی مسئولیتی در جهان اسلام است و از دید شیخ علال الفاسی، اگر علما وظایف خود را بشناسند و احساس مسئولیت کنند، ریشه بسیاری از مشکلات خواهد خشکید و بحران‌های مختلفی حل خواهد شد.

هرات-افغانستان – ۱۳۹۸٫۷٫۱۷ هـ.ش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *