صفات انسانی و اخلاقی پیامبر صلی الله علیه وسلم

انگلیسی600 دنیای جوان سلایدر مطالعات اسلامی
نویسنده: امام سید ابوالحسن علی ندوی
ترجمه: مرکز مطالعات اندیشه و دعوت اسلامی ـ افغانستان
هند بن ابو هاله رضی الله عنه فرزند مادر مؤمنان حضرت خدیجه و دایی حسن و حسین رضی الله عنهما که فردی مدّاح و توصیف‌گر بود، در وصف پیامبر صلی الله علیه وسلم گوید:
«پیامبر صلی الله علیه وسلم پیوسته غمگین و اندیش‌ناک (۱) بود؛ آسوده نمی‌گرفت. سکوتی طولانی داشت و جز به هنگام نیاز سخن نمی‌گفت و بسیار شفاف و عاری از تکبر سخن می‌گفت. سخنان ایشان جوامع‌الکلم (۲) و پایان‌دهنده به مسائل بود و بدون هیچ فزونی و کاستی سخن می‌گفت.
خشن و تند‌خو نبود. کسی را نیز خوار نمی‌کرد. نعمت‌ها را هر چند اندک هم بود ناچیز نمی‌شمرد و ارزش آن را بزرگ می‌دانست. هیچ غذایی را نکوهش و یا بیش از حد ستایش نمی‌کرد.
امور دنیا هرگز ایشان را خشمگین نمی‌نمود. چون حق کسی پایمال می‌شد آرام نمی‌گرفت تا حق را به صاحب آن باز گرداند. هیچ‌گاه بخاطر خود خشمگین نمی‌شد.
هرگاه به چیزی اشاره می‌کرد، با کف دست اشاره می‌نمود. به هنگام اظهار شگفتی نیز دست خود را بر می‌گرداند. در وقت سخن‌گفتن، انگشت ابهام دست چپ را در دست راست قرار می‌داد. چون خشمگین می‌شد به طور کلی روی می‌گرداند و چون مسرور و خشنود می‌گشت، چشمان را فرو می‌انداخت.
خندۀ ایشان تبسم بود و چون تبسم می‌کرد، دندان‌های پیشین‌شان همچون مروارید سفید نمایان می‌گشت». (۳)
حضرت علی رضی الله عنه که از آگاه‌ترینِ مردمان از اوصاف و ویژگی‌های پیامبر صلی الله علیه وسلم بود و بیشترین معاشرت با آن‌حضرت صلی الله علیه وسلم داشت و توانمند‌ترینِ همگان در وصف پیامبر صلی الله علیه وسلم بود، چنین ‌گوید:
«پیامبر صلی الله علیه وسلم بد زبان و بد دهن و فحّاش نبود. در اماکن عمومی با صدای بلند سخن نمی‌گفت. و بدی را با بدی جواب نمی‌داد؛ بلکه عفو می‌کرد و درگذرمی‌نمود. جز در میدان نبرد و مقابله با دشمن به کسی با دستان‌شان آسیب نرسانده است و به هیچ یک از خادمان و همسران خود آسیبی نرسانده است. هیچ‌گاه ندیدم که دنبال انتقام باشد مادامی‌که حدود الهی پایمال نمی‌گشت و در صورت پایمال‌شدن حدود الهی بیش از هر‌کسی خشمگین می‌شد. چون میان دو چیز مختار می‌گردید، آسان‌ترین آن‎ها را بر می‌گزید. رفتارشان در خانه به‌سان برخورد‌شان با بیرون خانه بود. خود لباس‌هایش را تمیز می‌کرد و گوسفندان را می‌دوشید و کارهای شخصی‌‌شان را انجام می‌داد.
زبان مبارک‌شان را جز به حق نمی‌گشود. دیگران را با خود مأنوس می‌کرد و متنفر و بی‌زار نمی‌ساخت. بزرگ هر خاندان را گرامی می‌داشت و وی را سرپرست آنان تعیین می‌کرد. در برخورد با مردمان احتیاط بیشتری می‌کرد؛ بدون این‌که کسی را از خوش‌رویی و اخلاق زیبای‌شان محروم سازد.
احوال یارانش را جویا می‌شد و از امور مردمان، آگاهی می‌جست. نیکویی را تقدیر کرده و بها می‌داد و زشتی را ناپسند و مردود دانسته و پست و حقیر می‌شمرد. در امور، اعتدال و میانه‌روی پیشه می‌کرد و از افراط و تفریط به‌دور بود. در امور خیر سستی نمی‌کرد که مبادا دیگران نیز سست و ملول گردند. بر هر پیش‌آمدی آمادگی داشت و در برابر حق، کوتاهی نمی‌کرد و نیز از حق تجاوز نمی‌نمود.
کسانی که به ایشان نزدیک بود، بهترین مردمان بودند. و بهترین کسان نزد ایشان خیرخواه‌ترین آنان بود. برترین مردمان نیز نزد ایشان غم‌خوار‌ترین‎شان بود که بیش از همه با دیگران همکاری و تعاون داشت.
چون بر می‌خواست و یا می‌نشست ذکر خدا را می‌گفت و هر‌گاه در مجلسی حاضر می‌شد در انتهای مجلس می‌نشست و دیگران را نیز به این امر تشویق می‌کرد.
در مجالس، حق افراد را رعایت می‌کرد؛ طوری بود که کسی گمان نمی‌کرد که دیگری بر وی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم برتری دارد. اگر کسی با ایشان زبان سخن می‌گشود و در امری نظر ایشان را جویا می‌شد، با دقت و حوصله تمام حرف‌هایش را گوش می‌کرد تا این‌که خود شخص از مجلس بلند شده و برود. کسی که نیازی داشت و حاجتی می‌طلبید، در صورت امکان حاجتش را بر آ ورده می‌کرد و اگر مقدور نمی‌بود با سخن پسندیده، عذر پیش می‌کرد.
اخلاق و گشاده‎رویی ایشان همه را دربر می‌گرفت و همگان ایشان را پدر خویش تصور می‌کردند؛ پدری که در برابر حق، همه نزدش یکسان بودند.
مجلس پیامبر صلی الله علیه وسلم سراسر حکمت و دانش و بردباری و امان بود. هیچگاه صداها در آن بالا نمی‌گرفت و عیب‌های کسی باز‌گو نمی‌شد و لغزش‌هایش بیان نمی‌گردید. همگان با هم برابر بودند و تنها تقوا و خدا‌ترسی بود که یکی را بر دیگری برتر قرار می‌داد. در مجلس خود سال‌خوردگان را حرمت و احترام قائل می‌شد و بر خورد‌سالان مهر و شفقت می‌ورزید. بر نیاز‌مندان ایثار می‌کرد و غریبان و بی‌کسان را حمایت و پاسداری می‌کرد».
همچنین ‌گوید:
«رسول الله صلی الله علیه وسلم پیوسته خنده‌رو و خوش اخلاق و نرم‌خو بود، نه ترش‌رو و خشن. هیچ‌گاه فریاد نمی‌زد و دشنام نمی‌داد. عیب کسی را آشکار نمی‌کرد. بخیل و چشم‌تنگ نبود؛ از آنچه میل نمی‌داشت یاد نمی‌کرد و از آن بد‌گویی هم نمی‌نمود و به پرسشِ دربارۀ آن جواب هم نمی‌داد.
از سه چیز بسیار پرهیز می‌کرد: جر و بحث و مشاجره، تکبر و بیهوده‌گویی.
سه چیز را در حق دیگران رعایت می‌کرد: کسی را سرزنش نمی‌نمود؛ بر دیگران خُرده نمی‌گرفت و به دنبال عیب دیگران نبود. در مواردی تذکر و یاد‌آوری می‌نمود که امید ثواب در آن را داشت.
هر‌گاه لب به سخن می‌گشود، همنشینان ایشان چنان سکوت اختیار می‌کردند که گویی پرنده بر بالای سرشان نشسته است.
و چون سکوت می‌نمود دیگران لب به سخن می‌گشودند. هیچ‌گاه در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم نزاع و ستیز به راه نمی‌انداختند و هر‌کس لب به سخن می‌گشود، دیگران سکوت اختیار می‌کردند و تا پا‌یان سخنانش گوش فرا می‌دادند.
سخن هر‌کس در نزد ایشان چنان بود که گویی اولین شخص است که [در این‌ باره] سخن می‌گوید. [یعنی با توجه و علاقه به آن گوش فرا می‎داد.] با خندۀ اصحاب لبخند می‌زد و چون تعجب می‌کردند، ایشان نیز متعجب می‌شد.
بر سخنان تازه‌وارد و بیگانه و تندی و درشتی کلام (۴) و طرز بیان خواسته‌اش، بردباری نشان می‌داد تا جایی‌که صحابه از حضور چنین افراد استقبال می‌کردند (۵) [تا با جواب سوال‌های آنان معلومات آنان نیز افزوده شود].
به یاران خود سفارش می‌کرد: «إذَا رَأَیتُم طَالِبَ حَاجَهٍ یَطلُبُهَا فَأَرفِدُوهُ» هرگاه نیازمندی را دیدید، خواسته‌اش را برآورده سازید.
هر‌گونه غلو و افراط را در مدح و ثنای خود نمی‌پذیرفت. سخن کسی را قطع نمی‌کرد و چون سخن به درازا می‌کشید؛ یا او را از سخن بسیار نهی می‌فر‌مود و یا او را ترک می‌کرد.
بیش از همگان گشاده‌دل، و راستگو، خوش‌زبان، نرم‌خو و خوش‌برخورد بو د. کسی که برای اولین‌بار ایشان را می‌دید، شیفته ایشان می‌گردید. شخصی در وصف ایشان گفته است: «پیش از ایشان و بعد از ایشان مانند‌شان ندیده‌ام». (۶)
خداوند مهربان لباس جمال را بر قامت رعنای پیامبرش کرده بود و از اهمیت و محبت خود را در وجودشان نهادینه کرده بود.
هند بن ابی هاله رضی الله عنه گوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم انسانی با شکوه و سترگ، درشت‌‌اندام، چشم و دل بزرگ و چهرۀ‌شان بسان ماه شب چهارده می‌درخشید». (۷)
حضرت براء بن عازب رضی الله عنه در توصیف پیامبر صلی الله علیه وسلم گوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم قامتی میانه داشت. باری ایشان را دیدم که لباس قرمزی به تن کرده بود و چنان زیبا می‌نمود که کسی را بسان ایشان ندیده بودم».(۸)
حضرت ابوهریره رضی الله عنه در وصف ایشان صلی الله علیه وسلم گوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم گرچه میانه‌قد بود اما بلند قامت می‌نمود. چهرۀ‎شان سفید و موهای ریش‌شان سیاه بود. لب‌هایشان زیبا و مژگان انبوه داشت. تنومند و چهارشانه بود. کسی را چه پیش از ایشان و چه بعد از ایشان بسان آن‌حضرت صلی الله علیه وسلم ندیده بودم».(۹)
حضرت انس رضی الله عنه گوید: «هیچ حریر و ابریشمی به نرمی دستان پیامبر صلی الله علیه وسلم لمس نکرده‌ام و هیچ عطری به خوش‌بویی پیامبر صلی الله علیه وسلم استشمام ننموده‌ام».(۱۰)
پاورقی ها:
ـ علماء گفته اند: مراد از غمگین و اندیش‌ناک بودن این نیست که به خاطر از دست دادن چیزی و یا مواجه شدن با مشکلی، پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین حالتی داشت. بلکه مراد آنست که ایشان دائماً به مسائل مهم، امور دعوت الی الله و جذب افراد به سوی آن، جهاد با مشرکین، تعلیم افراد و عبادات توجه و اهتمام داشت و بدانها می‎اندیشید. این مفهوم از کلمات بعدی این توصیف کننده درک می‎شود. (الرسول المعلم و أسالیبه فی التعلیم،ص:۲۴، اثر: شیخ عبدالفتاح ابوغده)
۲ـ یعنی ایشان با جملاتی سخن می‎گفت که از نظر کلمات محدود بود، اما معنا و مفهوم گسترده‎ای داشت. مانند: «الدین النصیحه» یا حدیث: «احفظ الله یحفظک» و…
۳ـ شمائل ترمذی: (۲۲۵)، شعب الایمان بیهقی۲/۱۵۵: (۱۴۲۵)، سنن کبیر طبرانی ۲۲/۱۵۶: (۴۱۴).
۴ـ یعنی پیامبر صلی الله علیه وسلم بر کلام خشک، خشن و سخت بادیه نشینان صبر و تحمل می‎کرد و این خشونت کلام چنین افراد به سبب زندگی صحرایی آنان بود که با مردم مراوده و نشست و برخواست نداشتند [تا آداب معاشرت را بدانند].
۵ـ اصحاب کرام افراد تازه وارد و بادیه نشین را به مجلس پیامبر صلی الله علیه وسلم راهنمایی می‎کردند تا با سوال آنان و جواب پیامبر صلی الله علیه وسلم به معلومات خود بیفزایند. زیرا که صحابه از پرسیدن بسیار پرهیز می‎کردند. حضرت انس رضی الله عنه گوید: «ما در قرآن از پرسیدن بسیار از پیامبر صلی الله علیه وسلم نهی شدیم به همین سبب دوست داشتیم که مردی دانا از اهل بادیه خدمت ایشان حاضر شده و سوالاتی بپرسد و ما بشنویم». (صحیح مسلم)
آیه‎ای که حضرت انس رضی الله عنه به آن اشاره می‎کند که در آن از پرسیدن بسیار نهی آمده، این فرمودۀ خداوند متعال است:« یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ » (مائده: ۱۰۱)، ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از چیزهای نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را اندوهگین کند. قبل از نزول این آیه سوالات زیادی چه ضروری و چه غیر ضروری از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده می‎شد؛ به همین سبب از پرسیدن سوالات غیر ضروری نهی شد، اما پرسیدن سوالات مهم و مفید آزاد بود.
۶ـ سنن ترمذی: (۳۶۴۲ و در شمائل:۶)، مصنف ابن ابی شیبه: ۶/۳۲۸: (۳۱۸۰۵)، شعب الایمان بیهقی: ۲/۱۵۰: (۱۴۱۵).
۷ـ شمائل ترمذی: (۷)، طبقات ابن سعد: (۱/۳۱۶)، الدلائل بیهقی: (۱/۲۸۶).
۸ـ بخاری: (۳۵۵۱)، مسلم: (۲۳۳۷)، سنن ابوداود: (۴۰۷۲)، شمائل تزمذی: (۳).
۹ـ ادب المفرد امام بخاری: (۱۱۵۵).
۱۰ـ بخاری: (۳۵۶۱)، مسلم: (۲۳۳۰).
منبع: بهترین الگو، تألیف امام ندوی رحمه الله

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *