مدرنیسم در محک اخلاق (بخش سوم و پایانی)

انگلیسی انگلیسی600 دسته‌بندی نشده دنیای جوان سلایدر

نویسنده: دکتر طه عبدالرحمن
مترجم: سمیع الله داعی/ معاون مرکز مطالعات اندیشه و دعوت اسلامی – افغانستان

ع.م: همان‌گونه که شما گفتید؛ مدرنیسم بالای دسته‌ای از مبانی استوار است؛ که آن را آرام آرام به‌سوی جدایی میان دین و اخلاق کشانیده است، جدا از این‌که فعلا داستان از چی قرار است؛ قاعدتا شما هم به مبانی‌ای باور دارید که اغلبا ریشه‌های متافیزیکی و به تعبیری قرائت معنوی دارند؛ با این وضع چگونه می‌خواهید با مدرنیسم و تولیدات آن تعامل کنید؟ خوشحال می‌شوم نحوه برخورد‌تان را ببینم.

دکتر: پرسش عمیقی است. پاسخ این است که می‌بایست دنبال مشترکات خود با غرب باشیم. به نظر من مصداق‌های زیر می‌تواند میان ما و غرب مشترک باشد.

– توانایی نوآوری: وقتی مدرنیسم در نوآوری خلاصه می‌شود، پس می‌تواند این مفهوم در نزد ما مشترک باشد. غرب با بازخوانی محصولات فکری یونان قدیم و روم باستان به این جایگاه رسیده است. ما هم می‌توانیم با بازخوانی هم آهنگ با نقد تراث گذشته به نوآوری برسیم.

-فهم و برآورده کردن حقوق و واجبات انسان: ابتدا این‌که باید بپذیرم آدمی‌ست که خود مسیر زندگی‌اش را مشخص می‌سازد نه کس دیگری. اخلاق در نزد آن‌ها خلاصه می‌شود، به مفهومی که در پی برآوده سازی نیازهای انسان است، ما هم تا این‌جا با آن‌ها موافقیم. اما این‌که آیا وجه تمایز آدم به با حیوان عقل است یا چیز دیگری با آن‌مخالفم. آن‌ها چون وجه تمایز را عقل می‌دانند روی همین علت عقل را از اخلاق مقدم می‌دانند. در حالی که به نظر من عقل نمی‌تواند به عنوان صفت خاصه آدمی باشد. این اخلاق است که آدمی را از حیوان جدا می‌سازد و با همین مفهوم مرز میان انسان و حیوان مشخص می‌شود.ارزش‌ها در وجود اخلاق نهادینه شده است. من اگر بخواهم برای انسان هویت ببخشم؛ هیچ هویتی را از هویت اخلاقی سزاوارتر نمیبینم. علی کل حال…
می‌بایست شروط زایش، نوآوری و انسان‌مند سازی را به وجود بیاوریم. وقتی ما مفاهیم را از غرب انتقال می‌دهیم ابتدا باید تشخیص دهیم که آیا این مفاهیم ارزشمندند و یا خیر؟ سپس برای ارزش‌هایی که قرار است این مفاهیم بر آن‌ها بنا شوند چوکات سازی کنیم. این روند را همین‌گونه ادامه می‌‌دهیم تا این‌که بدانیم آیا ارزش‌های ما قدرت انسان‌مند سازی پدیده‌ها را دارند و یا خیر؛ اگر پاسخ مثبت بود آن‌گاه دنبال بازآفرینی ارزش‌ها با معیارهای ایمانی می‌شویم. چون ارزشی نمی‌تواند انسان‌محور باشد تا زمانی که در درون فِرم‌های ایمان شکل نگرفته باشد. جان گپ من این است که گزاره‌های مدرنیسم را تا حدودی که ممکن است ایمان‌مند بسازیم. این نکته را هم نباید فراموش کنیم که اگر تولیدات مدرنیسم ارزش‌گرا و انسان‌محور نبودند انتقال و بومی سازی آن‌ها هیچ سودی ندارد. مضافا سر و صورت پدیده‌ها مدرن بودن آن‌ها را به نمایش نمی‌گذارد، مفهوم و معانی اند که در مدرنیته قابل بررسی اند.

ع.م: از تولید سخن گفتید و آن‌را به ارزش‌ها پیوند زدید، اما نوگرایی غربی اعتنایی به ارزش‌ها ندارد آن‌چه که در درون جریان مدرنیته مهم است، سود است نه ارزش؛ و احتمالا شما هم این نکته را متوجه شده اید. شما به عنوان یک فیلسوف مسلمان که محدوده‌های دینی نیز برای‌تان ارزشمند است، پارادوکس میان ارزش و مدرنیته را چگونه می‌بینید؟

دکتر: ارزش‌ها حیاتی اند. بیش‌تر از نیم قرن است همه برای حفظ و تولید ارزش‌ها قربانی می‌دهند، تا واقعیت‌ها در آغوش ارزش‌ها رشد کنند. با این وجود تا این دم میان ارزش‌ها و واقعیت‌ها عملا پُل زده نشده است، با آن هم این دو؛ شبیه همسران همیشه در جنگی اند که باید کنار هم باشند. انفصال واقعیت از ارزش منطقی نمی‌نماید. همان‌گونه که میان واقعیت و فرضیه‌های واقعیت جدایی وجود ندارد و یکی مقرون دیگری‌ست، اندیشمندان جدایی میان واقعیت و ارزش‌ها را عقلانی نمی‌دانند.

ع.م: ما امروز عملا وارد تجدید مقولات شرعی شدیم؛ واکثرا مفاهیم مقاصدی بیش‌تر نیازمند تجدیدند. با این حساب وقتی وارد علم مقاصد می‌شویم اخلاق را در جایگاه سوم پس از دسته ضروریات (اولویات) حاجیات (‌نیازمندی‌ها) در دسته تحسینیات (غیر ضروری) می‌بینیم. اکثریت علمای مقاصدی در این دسته بندی آن‌طوری که دیده می‌شود اخلاق را در دسته سومی قرار داده اند. به نظر شما آیا چنین جایگاهی در شأن اخلاق است؟

دکتر: در آغاز بحث یادآور شدم که اساسا انسان در اخلاق خلاصه می‌شود. اگر پیمانه‌ای اخلاق در وجود آدمی بالا رفت، واژه انسان کامل بر جنس آدمی صدق می‌کند. بی‌جا نیست که بگویم اخلاق یکی از مبانی معرفت شناسی اسلامی است. اما متأسفانه استدلالات منطقی‌ها و واکاوی فلاسفه درمحور اخلاق می‌لَنگند و چیزملموسی دیده نمی‌شود.
شاید کسی بگوید که فلاسفه، متکلمین و فقها در باره اخلاق بحث‌هایی دارند تو چطور می‌گویی که در حق اخلاق بی‌مهری صورت گرفته است؟! بله روی اخلاق کار شده است اما نه به پیمانه‌ی علوم دیگر، من می‌گویم ارزش اخلاق در اسلام کم‌تر از ارزش فقه نیست، ولی آن‌گونه که به فقه پرداخته شده است به اخلاق توجه صورت نگرفته است. در حالی که تمام احکام شرعی را اخلاق همراهی می‌کند، یعنی وقتی حکمی می‌آید لاجرم او فلسفه اخلاقی نیز با خود دارد. اخلاق و فقه دوشادوش هم اند آن‌جا که فقه قد راست می‌کند اخلاق نیز جلوه می‌دهد و آن‌جا که فقه‌گرایی نمایان می‌شود اخلاق‌گرایی نیز سر و صورتش آشکار می‌گردد.

ع.م: تا آن‌جای که من احساس می‌کنم بی‌مهری آن‌چنانی‌ای که شما می‌گوید در حق اخلاق صورت نگرفته است؛ کتاب‌های زیادی از جمله «إحیاء علوم الدین» امام محمد غزالی در باره اخلاق نوشته شده است.

دکتر: حجم نوشته‌هایی که در باره فقه است به مراتب بیش‌تر و سنگین‌تر از نوشته‌هایی اند که در باره اخلاق صورت گرفته است. ثقل نوشته‌ها در حوزه حکم است، اثر حکم که از توابع علم اخلاق است در حقش کم‌لطفی شده است. قاعدتا حکم شرعی زمانی سودمند است که در رفتار آدمی تأثیر بگذارد اگر چنین نشود بود ونبود آن یکسان است. هیچ حکمی در قرآن وجود ندارد که میان جنبه فقهی مسئله و جنبه اخلاقی مسئله تفاوتی را باور نداشته باشد. هر حکمی که وجود دارد ارزش‌های اخلاقی در درون آن نیز پنهان است. ارزش حکم شرعی زمانی‌ست که محصولات آن مجموعه‌ای از تولیدات اخلاقی باشد. همین اخلاق است که برای مومن راه تزکیه و پاکی نفس را هموار می‌کند. آیه‌های زیادی در این زمینه وجود دارد که من دوتای آن‌را شاهد می‌آورم.
– «ای پیامبر؛ آنچه را که از کتاب بر تو وحی شد تلاوت کن و نماز را به جای آر، که همانا نماز است که از هر کار زشت و منکر باز می‌دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است، و خدا به هر چه کنید آگاه است». ( عنکبوت؛آیه ۴۵)‌
– «تو از اموال مؤمنان صدقات را دریافت‌دار که بدان صدقات نفوس آن‌ها را پاک و پاکیزه می‌سازی و رشد و برکت می‌دهی، و آن‌ها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو در حق آنان موجب تسلّی خاطر آن‌ها شود و خدا شنوا و داناست». (‌توبه؛۱۰۳)
بنا بر این من در کتاب «تجدید المنهج فی تقویم التراث» بالای علمای فقه نقد کرده‌ام. آن‌جا یادآور شده‌ام که علمای مقاصدی در رده بندی مقاصد شرعی زیر سایه فکری عقلانیت انتزاعی قرار گرفته اند و مسیر آن‌ها را ادامه داده‌اند. علمای مقاصدی و اصولی در زیر مجموعه ضروریات (‌اولویات) به مسائلی پرداخته اند که مربوط به ماده می‌شود. حاجیات (نیازمندی‌ها) را نیز به دنبال آن آورده اند. در نتیجه ناامکانیت و دشواری زندگی را به ضروریات و حاجیات گِره زده اند. اما وقتی پای اخلاقیات وسط می‌آید آن را در زیر مجموعه‌ی اشیای تکمیلی و یا تحسینیات (غیر ضروری) ‌قرار داده اند.
به باور من این تقسیم بندی اشتباه شرعی و منهجی دارد.
– اشتباه شرعی: این تقسیم بندی مخالف حدیث صریحی است که پیامبر اسلام می‌گوید: «من فرستاده شده‌ام تا خوبی‌های اخلاق را تکمیل یا به نمایش بگذارم» من شخصا نمیتوانم بپذیرم؛ اسلامی که پیامبرش میخواسته به نمایش بگذارد در محدوده تحسینیات (غیر ضروری) خلاصه شده است. تحسینیات در تعبیری به اعمال اضافی‌ای گفته می‌شود که وجود و عدم آن بر زندگی تأثیری نداشته باشد.
– اشتباه منهجی (‌روش‌مند): این تقسیم‌بندی از چشم‌انداز منطقی نیز درست نیست. مقاصد شرعی تعیین شده می‌تواند محدود نباشد. مثلا می‌توانیم بر مقاصد پنج‌گانه (‌حفظ نفس؛ حفظ عقل؛ حفظ دین؛حفظ مال و حفظ آبرو) حفظ عدل و حفظ آزادی را بیفزاییم. این افزودن از چشم‌انداز منطقی مانعه الجمع نیست که غیر ممکن باشد.
همچنان اگر هدف نهایی از خلقت عبادت باشد؛ عبادت چیزی نیست جز یکی از زیر مجموعه‌های اخلاق که آدمی در آن صاف می‌شود. با توجه به این نکته باید بحث اخلاق حد اکثری مطرح شود و هر خصلتی که آدم را به هدف نزدیک می‌کند الزامی و باقی حواشی و زوایدند. به باور من ترتیب مصالح و مقاصد شرعی چنین می‌بود. مقاصد روحی؛ مقاصد عقلی و مقاصد مادی. مصالح روحی ضروریات (اولویات)؛ مصالح عقلی حاجیات (نیازمندی‌ها) و مصالح مادی تحسینیات (اشیاء تکمیلی)‌ می‌شدند.

ع.م: به عنوان آخرین پرسش. باز می‌گردیم به جریان نوگرایی عربی. آیا کارکرد روشنفکران مسلمان که بیشترین نقد را به تراث اسلامی دارند، اما تولیدات مدرنیسم را بدون چون و چند می‌پذیرند برای شما قابل پذیرش است؟

دکتر: عده‌ای از آن‌ها که مورد اتهام هویت سازی برای مفاهیم مدرنیسم در تراث اسلامی قرار گرفته اند مقلد اند؛ اما کار نیکی می‌کنند. به باور من هویت سازی برای مفاهیم وارداتی نوعی از اجتهاد است.
عمدتا در این زمینه دو دسته روشنفکران وجود دارد:
– دسته‌ای که در کنار انتقال مفاهیم هویت سازی می‌کنند.
– دسته ای که به صورت ماشین کاپی در آمده اند و انتقال می‌دهند.
دسته اول مجتهدند با وجودی که اشتباه هم اگر کنند؛ دسته دوم مترجمین و ماشین‌های انتقال اند نه کم نه بیش.

پایان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *